همه چیز درباره جراحی ‌های لاغری

 

تغییر دادن بعضی چیزها درمورد خودتان آسان است. مثلاً موهایتان را در نظر بگیرید: می‌توانید آنها را بلند کنید یا کوتاه کنید. و اگر دوستشان نداشتید، با یک مدل موی جدید کلی تغییر خواهید کرد.

اما بعضی از تغییرات به همین سادگی نیست. برای آندسته از نوجوانانی که شدیداً چاق هستند، کم کردن وزن می‌تواند یکی از آنها باشد.

شدیداً چاق بودن یعنی کسی که حجم توده بدن او (BMI) بالاتر از 40 باشد و این یعنی حدود 50 کیلو اضافه وزن. 

اما مشکل فقط عددی که ترازو نشان می‌دهد نیست. نوجوانانی که شدیداً چاق هستند در خطر بسیاری مشکلات جسمی مثل دیابت، بیماری‌های قلبی، آپنه خواب، و مشکلات مفصلی قرار دارند.

برای برخی افراد، گرفتن رژیمی که دکتر تجویز کند و داشتن یک برنامه تمرینی برای برگرداندن سلامتشان کافی است. اما برای خیلی‌ها حتی تغییرات بزرگ هم کافی نیستند. در این موارد که ورزش مداوم اثری ندارد و فرد با مشکلات جسمی چاقی روبه‌روست، جراحی لاغری می‌تواند انتخاب درستی باشد.

 

جراحی لاغری چیست؟

قبل از اینکه بگوییم جراحی لاغری چیست لازم است بگوییم که چه نیست: جراحی لاغری یک راه‌حل سریع نیست، فقط هدف زیبایی ندارد و برای همه هم مناسب نیست.

جراحی لاغری اثرگذار است. اما موضوعی کاملاً جدی است—چه از نظر جسمی و چه روحی. درواقع، انجام این عمل فقط یک قدم برای کم کردن وزن است. آماده‌سازی برای عمل و آنچه که پس از آن اتفاق می‌افتد (مثل هماهنگ کردن خود برای برنامه غذایی و زندگی جدید) است که ممکن است واقعاً دشوار باشد.

به همین دلیل است که دکترها فقط زمانی جراحی را توصیه می‌کنند که باور داشته باشند آن فرد می‌تواند تا پایان عمر برای موفقیت تلاش کند. آنها باید مطمئن شوند که بیمار آنها برای ایجاد آن تغییرات لازم آماده است.

 

جراحی لاغری چطور اثر می‌کند؟

جراحی لاغری از 40 سال پیش آغاز شد. دکترها متوجه شدند که کسانیکه برای مداوای زخم معده یا سرطان بخشی از معده یا روده خود را درمی‌آورند، بعد از جراحی وزن زیادی کم می‌کنند—صرفنظر از آنچه می‌خورند. خیلی زود متوجه دلیل آن شدند: یک معده کوچکتر نه تنها غذای کمتری در خود جا می‌دهد، بلکه روده کوتاهتر هم قادر به جذب کالری و موادمغذی کافی برای مصرف بدن نیست.

از آن زمان جراحی لاغری به میدان آمد اما هنوز هم بر همان دو اصل استوار است:

1.  محدودیت: با کاهش سایز معده مقدار غذایی که فرد می‌تواند به راحتی مصرف کند محدود می‌شود.
2.  منحرف‌سازی:
 با منحرف کردن غذاها به سمت قسمتی از روده کوچک، مقدار کمتری جذب بدن می‌شود. منحرف‌سازی همچنین سطح هورمون‌ها و آنزیم‌های دستگاه گوارش که نشانگر گرسنگی یا سیری هستند را تغییر می‌دهد، طوریکه زودتر احساس سیری می‌کنند.

 

جراحی‌های لاغری برای نوجوانان

 

امروزه جراحی‌های لاغری دو روش دارد:
1.  جراحی بای‌پس معده: در این جراحی، جراح با استفاده از وسایل جراحی کیسه‌ای در بالای معده ایجاد می‌کند. این کیسه معده جدید فرد می‌شود. سپس جراح آن کیسه را مستقیماً به بخش میانی روده کوچک متصل می‌کند.

پس از جراحی بای‌پس معده، نه تنها کیسه معده مقدار بسیار کمتری غذا در خود جای می‌دهد—فقط یک فنجان درمقابل 8 فنجان یا بیشتر که سایز اصلی معده است—بلکه غذا قسمت بزرگتر معده و بخش بالایی روده را دور می‌زند. درنتیجه بدن هم موادغذایی کمتری مصرف می‌کند و هم کالری کمتری جذب می‌کند.
 

 


 

2.  حلقه‌گذاری معده: در این مورد نیز مثل جراحی بای‌پس، سایز معده با استفاده از یک ابزار محدودکننده (که حلقه LAP هم نامیده می‌شود) یک کیسه کوچک ایجاد می‌شود. اما برخلاف نوع جراحی قبلی، این جراحی در جذب غذا در روده کوچک تداخلی ایجاد نمی‌کند.
 



هر دو نوع این جراحی‌ها می‌توانند در نوجوانان موفقیت‌آمیز باشند.

بااینکه جراحی بای‌پس عملی بزرگ‌تر است اما کاهش وزن اولیه در آن بیشتر است. ازاینرو ممکن است بیماران مشکلات بیشتری داشته و نیاز به زمان استراحت و ریکاوری طولانی‌تری نیز پیدا کنند. جراحی بای‌پس معده معمولاً بدن را دچار کمبود ویتامین هم می‌کند زیرا دستگاه گوارش موادمغذی کمتری جذب می‌کند. همچنین، از همه مهمتر، جراحی بای‌پس معده قابل برگشت نیست—بیمار همیشه معده و روده‌ای کوچکتر خواهد داشت.

اما حلقه‌گذاری معده این کمبود ویتامین را ایجاد نمی‌کند و حلقه ایجاد شده قابل تنظیم و برداشتن است. ازاینرو اگر جراحی نیاز به برگشت داشته باشد، معده به سایز طبیعی خود برخواهد گشت.

ازآنجاکه جراحی حلقه‌گذاری جدیدتر است، برای افراد زیر 18 سال زیاد انجام نمی‌شود. 

 

چه کسانی می‌توانند جراحی لاغری انجام دهند؟

تشخیص اینکه چه کسانی می‌توانند جراحی‌های لاغری را انجام دهند بسیار سخت است و نیازمند همفکری بیمار، خانواده او، پزشکان، متخصصین تغذیه و روانشناسان است.

فرد نوجوان که قصد جراحی لاغری دارد باید BMI بالاتر از 40 داشته باشد و سن او نیز بالای 14 سال باشد. اما دکترها مسائل مختلف دیگری را هم در نظر می‌گیرند:

•    آیا بیمار برای این جراحی به میزان کافی سالم و بالغ هست؟
•    آیا بیمار از چگونگی عمل مطلع است؟
•    آیا بیمار تصمیم جدی برای تغییر سبک زندگی خود—که شامل تغذیه، ورزش، دارو و مکمل‌های ویتامین، و مراقبت‌های پس از عمل می‌شود—دارد؟
•    آیا اعضای خانواده بیمار حمایت‌‌های لازم را دارند؟

ازآنجاکه دکترها درمورد جراحی‌های لاغری نوجوانان احتیاط می‌کنند، بیمار باید جلسات ملاقات متعددی با پزشک و روانشناس داشته باشد تا آنها تصمیم بگیرند جراحی لاغری برای فرد مناسب است یا خیر.

 

جراحی‌های لاغری چه خطرات و عوارض ‌جانبی دارد؟

جراحی‌های لاغری هم مثل هر جراحی دیگری خطراتی به دنبال دارد. بعنوان مثال، افراد زیادی که این عمل‌ها را انجام داده‌اند بعد از غذا خوردن دچار درد، استفراغ، حالت‌تهوع، رفلکس اسید معده می‌شوند—مخصوصاً اگر زیاد و سریع غذا بخورند. آنها باید یاد بگیرند که چطور غذا بخورند: مقدارهای بسیار کم‌حجم غذا را انتخاب کنند، غذا را خوب و کامل بجوند و غذا را با فواصل معین در طول روز مصرف کنند. اگر اینکار را نکنند، نه تنها احساس بیماری در آنها ادامه پیدا می‌کند، بلکه ممکن است باز هم وزن اضافه کنند.

سندرم دامپینگ یکی دیگر از مشکلات شایعی است که معمولاً با بای‌پس معده ایجاد می‌شود. این مشکل زمانی اتفاق می‌افتد که غذاها سریعاً در معده و روده‌ها حرکت کرده و موجب حالت‌تهوع، ضعف، تعرق، دل‌پیچه و استفراغ می‌شود. ازآنجا که خوردن غذاهای پرقند و پرچربی ممکن است این مشکل را وخیم‌تر کند، بیماران باید درمورد انتخاب نوع غذای خود بسیار دقت داشته باشند.

علاوه بر این، افراد کمی ممکن است دچار مشکلات جدی ازجمله موارد زیر ناشی از جراحی لاغری شوند:

•    خونریزی
•    واکنش به بیهوشی
•    عفونت در محل برش جراحی
•    نشت معده یا روده که ممکن است موجب پریتونیت (التهاب صفاق) شود که عفونت مربوط به حفره شکم است
•    ایجاد لخته خون در ریه
•    انسداد روده

و آخرین مطلب اینکه، این نوع جراحی عوارض احساسی نیز به همراه دارد. ایجاد یک رابطه جدید و سالم با غذا می‌تواند برای فرد دشوار باشد مخصوصاً اگر فرد سابقاً برای ایجاد حس آرامش در خود به غذا تکیه داشته باشد.

برخی از فراد دچار بحران هویت می‌شوند و نمی‌توانند با بدن جدیدشان که لاغرتر شده است با دیگران ارتباط برقرار کنند. برخی دیگر تصور می‌کنند که این جراحی برای آنها باید محبوبیت بیشتری بیاورد و زمانیکه می‌فهمند باوجود اندام لاغرترشان باز مشکلات سابق وجود دارد، دلسرد می‌شوند.

جراحی لاغری قرص جادویی نیست. نیاز به تلاش و زحمت زیاد دارد. اما برای نوجوانانی که سلامتشان بخاطر چاقی در خطر است و می‌خواهند برای یک زندگی جدید متعهد شوند، ممکن است این تلاش ارزشش را داشته باشد.

منبع:  KidsPersia.com

چند تا دوست داری؟


چند تا دوست داری؟

پیرمرد به من نگاه کرد و پرسید چند تا دوست داری؟
گفتم چرا بگم ده یا بیست تا...
جواب دادم فقط چند تایی
پیرمرد آهسته و به سختی برخاست و در حالیکه سرش راتکان می داد گفت
تو آدم خوشبختی هستی که این همه دوست داری
ولی در مورد آنچه که می گویی خوب فکر کن
خیلی چیزها هست که تو نمی دونی
دوست، فقط اون کسی نیست که توبهش سلام می کنی
دوست دستی است که تو را از تاریکی و ناامیدی بیرون می کشد
درست وقتي دیگرانی که تو آنها را دوست می نامی سعی دارند تو را به درون نااميدي و تاريكي بکشند
دوست حقیقی کسی است که نمی تونه تو رو رها کنه
صدائی است که نام تو رو زنده نگه می داره حتی زمانی که دیگران تو را به فراموشی سپرده اند
اما بیشتر از همه دوست یک قلب است. یک دیوار محکم و قوی در ژرفای قلب انسان ها
جایی که عمیق ترین عشق ها از آنجا می آید
پس به آنچه می گویم خوب فکر کن زیرا تمام حرفهایم حقیقت است
فرزندم یکبار دیگر جواب بده چند تا دوست داری؟
سپس مرا نگریست و درانتظار پاسخ من ايستاد
با مهربانی گفتم: اگر خوش شانس باشم، فقط یکی و آن تو هستي
بهترین دوست کسی است که شانه هایش رابه تو می سپارد و وقتي كه تنها هستي تو را همراهی می کند و در غمها تو را دلگرم می کند .کسی که اعتمادی راکه به دنبالش هستی به تو می بخشد .وقتی مشکلی داری آن راحل می کند و هنگامی که احتیاج به صحبت کردن داری به توگوش می سپارد و بهترین دوستان عشقی دارند که نمی توان توصیف کرد، غیرقابل تصوراست


**
**

آسمان جای عجیبیست نمی دانستم
عاشقی کار غریبیست نمی دانستم
عمر مدیون نفس نیست نمی دانستم
عشق کار همه کس نیست نمیدانستم
چند تا دوست داری که واقعا دوستت دارن؟

هنر ندیدن و نشنیدن!

هنر ندیدن و نشنیدن!

شیوانا با شاگردانش در بازار راه می‌رفت. آن‌جا عده‏ای جوان را دیدند که همراه پسر کدخدا سربه‌سر مرد میوه‌فروشی می‌گذارند و در جلوی مردم به او دشنام می‌دهند. اما مرد میوه‌فروش چنان رفتار کرد که انگار اصلا اتفاقی نیفتاده است و چیزی نمی‌بیند و نمی‌شنود. اما ناگهان مرد میوه‌فروش سرش را بلند کرد و بدون اینکه هیچ احساس و پیامی در چهره‌اش ظاهر شود خشک و سرد به پسر کدخدا و جوان‌ها خیره شد و بعد دوباره سرش را پايین انداخت و سرگرم کار خویش شد. با این کار پسر کدخدا وحشت‌زده بقیه رفقایش را جمع کرد و سراسیمه از مقابل مغازه میوه‌فروش گریخت. شاگردان شیوانا از خونسردی و آرامش میوه‌فروش حیرت کردند و از شیوانا دلیل صبر و شکیبایی فوق‌العاده او و همین‌طور فرار ناگهانی پسر کدخدا و دوستانش را پرسیدند. شیوانا با لبخند گفت: "بیايید از خودش بپرسیم!" سپس همراه شاگردان نزد او رفتند و شیوانا گفت: "همراهان من می‌خواهند بدانند دلیل این همه آرامش و سکوت و بی‌تفاوتی تو در چیست!؟"مرد میوه‌فروش که شیوانا را خوب می‌شناخت پاسخ داد: "می‌بینید که پسر کدخدا با اینهاست و من روی حرف و فکر و عمل آنها هیچ نقشی ندارم و علاقه‌ای هم ندارم که نقشی داشته باشم. پس در این مورد کاری از دست من برنمی‌آید. اما در عوض اختیار فکر و گوش و چشم خودم را که دارم! پس به جای اعتنا به این موجودات گستاخ، چشمم را برای دیدن قیافه آنها کور و گوشم را از شنیدن صدای آنها کر می‌کنم. وقتی چیزی مقابل خود نمی‌بینم و صدای مزاحمی نمی‌شنوم دیگر چرا خودم را به زحمت اندازم و حرمت و ارزش اجتماعی خودم را پايین بیاورم."شاگردان شیوانا پرسیدند: "پس چرا وقتی به آنها نگاه کردی آنها ساکت شدند و گریختند؟"مرد میوه‌فروش گفت: "مردم همه شاهد بودند که من به سمتی که آنها بودند خیره شدم و چیز باارزشی ندیدم که روی من اثر گذارد. واقعا هم ندیدم! چون دیدن آنها را برای چشمانم ممنوع کرده بودم. اینکه چرا گریختند را از شیوانا بپرسید!"و شیوانا با تبسم گفت: "هر انسانی از دیدن چشم‌هایی که او را نمی‌بینند احساس حقارت و ترس می‌کند و دچار سردرگمی می‌شود. آنها در نگاه مرد میوه‌فروش خود را حتی به اندازه یک ذره خاک هم ندیدند و با تمام وجود احساس کردند که در دنیای میوه‌فروش، بود و نبودشان یکسان است و آنها در عالم او جایی ندارند. برای همین پا پس کشیدند و گریختند. چرا که متوجه شدند اگر میوه‌فروش همین شکل نگاه کردنش را ادامه دهد، به بقیه مردم که تماشاچی این صحنه بودند یاد می‌دهد که چطور آنها را مانند او خوار و حقیر و نادیدنی ببینند و این برای پسر کدخدا و جمع همراهش بدترین اتفاقی است که می‌تواند بیفتد. فراموش نکنید که این آدم‌ها چند دقیقه پیش با دشنام و گستاخی می‌خواستند آبروی میوه‌فروش را نزد مردم دهکده ببرند و میوه‌فروش با ندیدن آنها و نشنیدن صدایشان، همان بلا یعنی بی‌اعتبار و بی‌ارزش شدن را بر سر خودشان آورد. آنها از بی‌اعتباری فردای خودشان گریختند."

 
 
.

کلاس‌هاى بهاره براى خانم ها


کلاس ١
چگونه 2.5 متر ماشین رو تو 8 متر جای پارک قرار دهیم؟

برگزارى به صورت مرحله به مرحله همراه با نمايش اسلايد
مدّت: ٤ هفته، دوشنبه‌ها و چهارشنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٢
مسابقه فوتبال یک ورزش است نه فیلم غیر اخلاقی

برگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد

مدّت: ٢ هفته، شنبه‌ها از ساعت ١٨ تا ٢٠

کلاس ٣
آيا می‌توان با آمادگی قبلی برای رفتن به مراسم عروسی همزمان با آقایان حاضر شد؟

برگزارى به صورت کار عملى و گروهى

مدّت: ٤ هفته، يکشنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٤
نحوه گرفتن صحیح فرمان اتومبیل (بطور ثابت و در حال دور زدن)

برگزارى به صورت نمايش فيلم با توضيحات تکميلى
مدّت: ٣ هفته، پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٤ تا ١٦

کلاس ٥
نحوه تشخیص تاریخ انقضاء مواد خوراکی از روی بسته آنها هنگام خرید

برگزارى به صورت نمايش ويديويى
مدت: ٤ هفته، سه‌شنبه و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٦
عدم ترس از نازل پمپ بنزین و استفاده از آن

برگزارى به صورت کارگاه آموزشى همراه با گروه‌هاى پشتيبان

مدت: ٤ هفته، چهارشنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٧
اهمیت دادن به ظاهر و هیکل خود بعد از ازدواج به مانند قبل آن

برگزارى به صورت بحث آزاد

مدّت: ٢ هفته، دوشنبه‌ها از ساعت١٨ تا ٢٠

کلاس ٨
گفتن "عزیزم" به شوهر سلامتى شمارا به خطر نمی‌اندازد

برگزارى به صورت نمايش اسلايد همراه با نوار صوتى
مدّت: سه شب، يک‌شنبه، سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٩
چطور می توان با تلفن زیر 30 دقیقه صحبت کرد؟

برگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد
مدّت: حداقل ٦ ماه، سه‌شنبه‌ها از ١٨ تا ٢٠

کلاس ١٠
آيا از لحاظ ژنتيکى غيرممکن است که هنگامی که خانم های خودمانی با هم تنها هستند حرف های زشت نزنند؟

برگزارى به صورت شبيه‌سازى کامپيوترى
مدّت: ٤ هفته پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٢ تا ١٤

کلاس ١١
تفاوت‌هاى بنيادى بين شوهر و آرنولد شوارتزنگر ، براد پیت و بیل گیتس

برگزارى به صورت آنلاين و نقش بازى کردن

مدّت: نامحدود، سه‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢٢

کلاس ١٢
رد نشدن از جلوی تلویزیون با جارو به هنگام پخش فینال جام باشگاه های اروپا

برگزارى به صورت تمرينات مديتيشن و روش‌هاى تنفسى

مدّت: ٤ هفته، شنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها از ١٧ تا ٢٠
 

کلاس ١٣
عدم حساسیت به دختران زیبا تر از خود و عدم زشت خطاب کردن آنها و ایراد بستن به آنها

برگزارى به صورت جلسات شوک درمانى
مدّت: سه شب، يک‌شنبه و سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس‌هاى تابستان براى آقايان

کلاس ١
چگونه جايخى را پر می‌کنند؟

برگزارى به صورت مرحله به مرحله همراه با نمايش اسلايد
مدّت: ٤ هفته، دوشنبه‌ها و چهارشنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١
 

کلاس ٢
آيا دستمال توالت خود به خود عوض می‌شود؟

برگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، شنبه‌ها از ساعت ١٨ تا ٢٠

کلاس ٣
مسئوليت پذيري در قبال سطل زباله بردن يا نبردن ؟
برگزارى به صورت کار عملى و گروهى
مدّت: ٤ هفته، يکشنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٤
تفاوت‌هاى بنيادى بين سبد لباس‌هاى کثيف و کف زمين

برگزارى به صورت نمايش فيلم با توضيحات تکميلى
مدّت: ٣ هفته، پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٤ تا ١٦

کلاس ٥
آيا ظرف‌هاى غذا می‌توانند خودشان پرواز کنند و در سينک آشپزخانه فرود آيند؟

برگزارى به صورت نمايش ويديويى
مدّت: ٤ هفته، سه‌شنبه و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٦
گم کردن ريموت کنترل و از دست دادن هويت

برگزارى به صورت کارگاه آموزشى همراه با گروه‌هاى پشتيبان
مدّت: ٤ هفته، چهارشنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٧
يادگيرى چگونگى پيدا کردن چيزها ..... ابتدا نگاه کردن به سرجايش و بعد زير و رو کردن خانه

برگزارى به صورت بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، دوشنبه‌ها از ساعت١٨ تا ٢٠

کلاس ٨
حفظ سلامتى ... گل آوردن براى همسر سلامتى شمارا به خطر نمی‌اندازد=(( broken heart

برگزارى به صورت نمايش اسلايد همراه با نوار صوتى
مدّت: سه شب، يک‌شنبه، سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٩
مرد واقعى هنگامى که راه را گم کرد از يکنفر سوال می‌کند/:) raised eyebrows

برگزارى به صورت ميزگرد و بحث آزاد
مدّت: حداقل ٦ ماه، سه‌شنبه‌ها از ١٨ تا ٢٠

کلاس ١٠
آيا از لحاظ ژنتيکى غيرممکن است که به هنگام پارک کردن ماشين توسط همسرتان ساکت بنشينيد؟

برگزارى به صورت شبيه‌سازى کامپيوترى
مدّت: ٤ هفته پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٢ تا ١٤

کلاس ١١
تفاوت‌هاى بنيادى بين مادر و همسر

برگزارى به صورت آنلاين و نقش بازى کردن
مدّت: نامحدود، سه‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢٢

کلاس ١٢
حفظ آرامش به هنگام خريد کردن همسر:(( crying

برگزارى به صورت تمرينات مديتيشن و روش‌هاى تنفسى
مدّت: ٤ هفته، شنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها از ١٧ تا ٢٠=((

 broken
 heart

کلاس ١٣
مبارزه با فراموشى ... به يادآوردن روز تولد، سالگردها و ساير تاريخ‌هاى مهم=(( broken heart

برگزارى به صورت جلسات شوک درمانى
مدّت: سه شب، يک‌شنبه و سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا ٢١
 
کلاس ١٤
اجاق گاز: چيست و چگونه استفاده می‌شود؟

برگزارى به صورت نمايش زنده
سه‌شنبه‌ها از ساعت ١٨ تا ٢٠
 
 


با گام های خسته غریبانه آمدم 
امشب شکسته ساغر و پیمانه آمدم 
در را به روی این دل درمانده بازکن 
چون دل شکسته بر در این خانه آمدم
 

 







 

   " محبت همه چیز را شکست می دهد و خود شکست نمیخورد  "  .  
 تولستوی
   " ما ندرتاً دربارۀ آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم که نداریم 
 .  شوپنهاور
   " آنكه مي تواند ، انجام مي دهد،آنكه نمي تواند انتقاد مي كند 
 . جرج برنارد شاو
   " لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند 
 . علی شریعتی
   " تمدن، تنها زاییده اقتصاد برتر نیست، در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و برتری داشت 
 .  لویی پاستور
   " باید دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا می کنند   "
  . فردریش نیچه
   " کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است  " 
 .   نادر شاه افشار
   اگر در اولين قدم، موفقيت نصيب ما مي شد، سعي و عمل ديگر معني نداشت.
موريس مترلينگ
   بهترین چیزها زمانی رخ می دهد که انتظارش را نداری. گابریل گارسیا مارکز
   " لازم نيست گوش كنيد، فقط منتظر شويد . حتي لازم نيست منتظر شويد ، فقط بياموزيد آرام و ساكن و تنها باشيد. جهان آزادانه خود را به شما پيشكش خواهد كرد تا نقاب از چهره‌اش برداريد انتخاب ديگري ندارد؛ مسرور به پاي شما در خواهد غلطيد "
. فرانتس كافكا
   " گنجی که در اعماق نامحدود شما حبس شده است ، در لحظه ای که خود نمی دانید ، کشف خواهد شد 
. جبران خلیل جبران

 
   اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی .
 ارد بزرگ
   " كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند 
 . گوته
   " پيروزی آن نيست که هرگز زمين نخوری، آنست که بعد از هر زمين خوردنی برخيزی
. مهاتما گاندی
   " کسی به فرجام زندگی آگاه نیست ، خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد  " 
 فردوسی خردمند
   " تکامل و حرکت، مبنا و پیش فرض کل وجود است " . انگلس
   " بيشترين تأثير افراد خوب زمانى احساس مى شود كه از ميان ما رفته باشند 
 .  امرسون
   " از ديروز بياموز. براي امروز زندگي کن و اميد به فردا داشته باش
. آلبرت انيشتن
   " براي اداره كردن خويش ، از سرت استفاده كن . براي اداره كردن ديگران ، از قلبت 
 . دالايي لاما
   " انسان بايد از هر حيث چه ظاهر و چه باطن , زيبا و آراسته باشد 
 . چخوف
   " لحظه ای که به کمال رسیدم و منور شدم ، تمام هستی کامل و منور شد 
 . بودا
   " تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید . پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند "  . گراهام بل

از دلنوشته های پروفسور حسابی (پدر فیزیك ایران)


داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،
این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.
همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،
پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.


انسان عاشق زیبایی نمی شود،
بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!

انسان های بزرگ دو دل دارند؛
دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که می خندد و آشکار است.

همه دوست دارند که به بهشت بروند،
ولی کسی دوست ندارد که بمیرد ... !

عشق مانند نواختن پیانو است،
ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری. سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.

دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد،
پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.

‏‏اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است؛
محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.

ارزش واقعی انسان به چیست؟


ارزش واقعی انسان به چیست؟

 عده ای از جامعه شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضوع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست».

برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانه ی آن است. اما معیار ارزش انسانها در چیست؟

هر کدام از جامعه شناسان صحبتهایی داشتند و معیارهای خاصی را ارائه دادند. بعد وقتی نوبت به بنده رسید گفتم : اگر می خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می ورزد. کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است. کسی که عشقش ماشینش است ارزشش به همان میزان است. اما کسی که عشقش خدای متعال است ارزشش به اندازه ی خداست.

علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناسان صحبتهای مرا شنیدند برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند. 
وقتی تشویق آنها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان! این کلام از من نبود. بلکه از شخصی به نام علی (علیه السلام) است. آن حضرت در نهج البلاغه می فرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ» «ارزش هر انسانی به اندازه ی چیزی است که دوست می دارد».
وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانه ی احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند . . .

حضرت علامه در ادامه می گفتند: عشق حلال به این است که انسان (مثلا) عاشق 50 میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: «آی!!! پنجاه میلیونی!!!» . چقدر بدش میآید؟ در واقع می فهمد که این حرف توهین در حق اوست. حالا که تکلیف عشق حلال اما دنیوی معلوم شد ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد چقدر پست و بی ارزش است!

اینجاست که ارزش و مفهوم «ثار الله» معلوم میشود. ثار الله اضافه ی تشریفی است . خونی که در واقع آنقدر شرافت و ارزش پیدا کرده که فقط با معیارهای الهی قابل ارزش گذاری است و ارزش آن به اندازه ی خدای متعال است.
مطالب فوق نقل به مضمون از علامه محمد تقی جعفری (رحمه الله علیه) می باشد.


 
- آغاز هر سلام، پایان خداحافظی است.
- زندگی خیلی کوتاه است، ولی آنقدر بلند هست که آن را تباه نکنیم.


- زندگی محبت است و محبت چیزی جز حقیقت نیست.

- اغلب از بی وقتی شکایت می کرد ولی مشکل اصلی او بی هدفی بود.


- دوست هرکس عقل اوست و دشمنش نادانی او.

- آدم خوش بین، شیطان را هم فرشته می بیند.


- وقتی خوابیدم، حقیقت را در خواب دیدم.

- انسان باید انتخاب کند نه اینکه سرنوشت خود را بپذیرد.


- دانش تنها سرمایه ای است که به تاراج نمی رود.

- گوش شنوا زیر بنای مهارت های ارتباطی است.


- دنیا برای آدم های غمگین به کوچکی یک قطره اشک است و برای آدم های شاد به بزرگی یک لبخند.

- کسانی که دیر قول می دهند، خوش قول ترین مردم دنیا هستند.


- آنچه امروز در دل دارم، ممکن است آرزوی فردایم باشد.

- شاید زیباترین منحنی جهان لبخند باشد.


- اگر برای خواسته هایت تلاش نکنی، مجبوری با داشته هایت بسازی.

- عشق یک خواب شیرین است و ازدواج ساعت شماطه دار.


- فریاد را همه می شنوند، هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است.

- پرنده بی بال با فکرش پرواز می کند.


- اعتبار همه چیز نه در ارزش آنها، که در معنای آن هاست.

- بعضی ها با اینکه خیاط نیستند، اما خوب وصله هایی به آدم می چسبانند !


- زندگی مثل یک تابلو نقاشی است، با این تفاوت که در آن از پاک کن خبری نیست.

- هر کس تاوان راهی را می دهد که خود برگزیده است.


- در جزیره رنگ ها هم، همه از دو رنگی متنفر بودند.

- کسی که در ساحل آرزوها گام بر می دارد، بالاخره در دریای رویا غرق می شود!


- چیزی به نام شکست وجود ندارد، آن چه بدست می آید، نتیجه است و بس.

- ثروتمند کسی نیست که بیشترین را دارد، کسی است که به کم ترین ها نیاز دارد.


- از زندگی آن چه لیاقتش را داریم به ما می رسد، نه آن چه آرزویش را داریم.

- وقتی آسمان دلم ابری می‌شود، باران اشک از دیدگانم فرو می‌ریزد.


- عشق‌های امروزی به ماهی کوچکی می‌ماند که باید مواظب بود از دست لیز نخورد.

- کار کردن خوب است اما زندگی کردن را نباید فراموش کرد.


- از گذشته بگذر و حال را بساز و به آینده امیدوار باش.

- توی بازار صداقت، گرانی بیداد می کند.


- ظاهرسازها با هر سازی می رقصند.

- به افکار بیدارم قرص خواب دادند.


- به جز سیاستمداران، بنی آدم اعضای یکدیگرند.

- همیشه درست می گویم، اما نمی دانم چرا حق با دیگران است.


- بدون عینک تمام سازها را تار می بینم.

- عجب زمانه ای شده ! گذشت هم درگذشت.


- ارزانترین و زیباترین لوازم آرایش صورت، تلخند است.

- بابا آب داد دیگر افسانه شده، قبر بابا را هم ایزوگام کردند.


- دنبال لولوی نامرد می گشت تا ممه ربوده شده اش را پیدا کند.

- همسر با گذشتی بود، از من هم گذشت.


- بگذارید حقتان را بخورند، مرگ حق است.

- خوش به حال فقیر، یک حرف بیشتر از غنی دارد.


- شاید تفاوت دید من و تو در نمره عینکمان باشد.

- در پایان محکمه، حکم قاضی به دار آویختن عدالت بود.


- از نظر عوام، آزادی یعنی آن طرف دیوار زندان.

- چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است.


- گشادی جیب بعضی ها، بزرگتر از سوراخ لایه اُزون است.

- نوک قلم پاچه خوار همیشه چرب است.


- بعضی ها حساب پس می دهند و بعضی ها حق حساب.

- نقاش فقیر، بر بومش خجالت می کشید.


- عدد یک را دست کم نگیرید، یک عمر، یک زندگی، یک انسان!

- بعضی ها رو دست ندارند و بعضی ها زیر دست.


- با اسلحه ای به شکار طبیعت رفتم.

- با یک ریال، دو ریال نمی توان سریال ساخت.


- در بازار سرمایه، کم ضرر کردن یعنی سود کردن.

- شیر بُز بُز قندی شکر نمی خواهد.


- شرکت برق، حتی برای برق کفش هایم هم تعرفه صادر کرد.

- برای باز شدن اشتهایش کلید ساز آورد.

- چون ریاضی بلد نبود، دیگران را آدم حساب نمی کرد.

- دریای غم ساحل ندارد پس بیخودی پارو نزن.


- این روزها مرغ های گوشتی هم تخمی شدند.

- از پررویی ی ِ بی حد ِ تورم پیداست که تخم مرغ هم بزودی جایگزین سکه می شود.


- ماهی های پرنده عمری پشت میله های آبكی ی دریا حبس خواهند بود.

- آدم ها وقتی به دنیا می آیند برای خودشون گریه میكنند وقتی هم از دنیا میروند دیگران براشون گریه میكنند.


- سازها زودتر از آدمها كوك می شوند.

- پریز برق دو سوراخ داره، یكیش میگیره و با همدستی با اون یكیش آدمو می کشه!


- بهترین ترس، ترس از گناه است.

- زندگی ِ باد در سرگردانی سپری میشود.


- در بازی ِ زندگی داور ها هم اخراج می شوند.

- دیدن ِ دریا نگاهی عمیق می خواهد.


- پرنده صعود می كند، اما جاذبه سقوط.

- خدا عمری دلم را پشت ِ میله های سینه ام حبس كرد تا فقط اسیر ِ دل ِ خودم باشم.


- یك عمر دلم را پشت قفس ِ سینه ام زندانی كردم تا مبادا دلم اسیر ِ كسی شود.

- میوه ی ِ درخت ِ خشكیده هیزم است.


- دود ِ آتش به چشم ِ آسمان می رود.

- سقوط ِ آبشار آبكیست.


- گوركن آرزوی ِ زندگی كردن را به دست خودش به گور می برد.

- تنها ماهی ی داخل تنگ هم از زندگی سیراب شد.


- پزشكی ی ِ قانونی، مرگ ماهی ی ِ درون حوض را، خفگی ِ در آب به دلیل شنا بلد نبودن اعلام كرد.

- زندگی بدون عشق مثل پیژامه بدون کش است.


- مارمولک مدعی شد که در دوران جوانی تمساح بوده است.

- تجربه نامی ست که انسان روی اشتباهاتش می گذارد.


- دیگران کاشتند ولی ما خریدیم و خوردیم!

- کاکتوس مادرزن گل هاست.


- درخت باردار با تکاندن باغبان فارغ می شود.

- آب که گل آلوده شد، ماهی ها از فرصت استفاده کردند و همدیگر را بوسیدند.


- بعضی ها برای سربلندی دیگران تا کمر خم می شوند.

- خیلی از معتادها تابلو هستند ولی ارزش هنری ندارند.


- معلمی شغلی با کلاس است.

- دسته تبر جزء درختان خائن شناخته شد.


- کاش ماشین زندگی هم دنده عقب داشت !

- وقتی آبله مرغان گرفتم، بیش از همه، از خروس ها وحشت داشتم.


- فقط حرف های استاد ریاضیات حرف حساب بود.

- شیرین ترین بازی ها نامزد بازی است، به شرطی که به ازدواج منتهی شود!


- قبض آب را که دیدم، برق از سرم پرید.

- آن هایی که بلند فکر می کنند هیچ وقت کوتاه نمی آیند.


- بعضی ها با نردبان قدرت، از دیوار حاشا بالا می روند.

- به علت خالی نگه داشتن جیب مردم، جیب بُرها متحصن شدند.


- قیافه ام پاییزی است، اما دلم بهاری.

- همه انسان ها شاعرند، چرا كه روزی غزل خداحافظی را می خوانند.


- هوا مجانی، برف و باران، سرما و گرما مجانی، دیگر چه می خواهیم ؟

- بعضی ها به پای هم پیر می شوند و بعضی ها به دست هم.


- در محضر عشق، شش دانگ دلش را به نام معشوق سند زد.

- بعضی ها در خوابند و بعضی ها قسطی چرت می زنند.


- به لطف شرکت برق، برق چشمانم را مجانی مصرف می کنم.

- بارش باران، رنگ سیاه شب را برد.


- افکارم را با سکوت زندانی می کنم.

- آن قدر به زندگی لبخند زدم که مرا دیوانه پنداشت و ترکم کرد.


- از هم آغوشی آب و آتش، فرزندی به نام خاکستر متولد شد.

- شاید پیش نیاز درس زندگی، یک واحد دروغ باشد.


- برای اینکه احساس خود بزرگی کند، از کوه غرور بالا رفت!

- شاید اتحاد یک نوع ظاهر سازی برای پنهان کردن دشمنی باشد.


- تمام ارزها را در صرافی معامله می کردند، بجز عرض معذرت!

- گاهی احساس دل بالاتر از منطق است.


- كبوتر آزادی از آسمان هفتم تقاضای پناهندگی كرد.

- در بیشتر سفیدی ها یک نقطه سیاه نفس می کشد.


- وقتی قلمم شكست، سانسور با خوشحالی شروع به بشكن زدن كرد.

- بیهوده متاز، مقصد همه خاک است.

- چون گوش شنوایی نیافتم، حرف هایم را می نویسم.

- قند خون مزه تلخی به زندگی می دهد.

- رشته سخن را بدست گرفت و كلاهی نو برای مردم بافت.

- بیشتر اوقات افكارم را با سكوت، سانسور می كنم.

- به غصه هایم خندیدم و دردهایم را به تعصب وا داشتم.

- به دنبال شادی باشید غم ها خودشان ما را پیدا می کنند.


- برای آنکه به بیراهه نروم، پشت سر حقیقت راه می روم.

- بعضی ها برای به جایی رسیدن و بعضی ها بعد از به جایی رسیدن، همه چیز را زیر پا می گذارند.


- اعداد درشت، با صفرها رشد می كنند.

- اگر قلمم را بشكنند، قلم پایم را می تراشم و با آن می نویسم.
 

 

اس ام اس

بوسه ام را می گذارم پشت در / قهرکردی , قهرکردم , سر به سر
تو بیا , در را تماما باز کن / هر چه میخواهی برایم ناز کن
من غرورم را شکستم , داشتی ؟ / آمدم , حالا تو با من آشتی ؟
.
.
چی میشد تو هم منو دوستم میداشتی نا زنین / جای گریه رو لبام خنده می کاشتی نازنین
حالا که قهری باهام ولی بدون دوستت دارم / طاقت قهر ندارم پس آشتی آشتی نازنین . . .
.
.
hamtaraneh.com
به خاطر یافتن مقصر ، زندگی ات را تلخ و سیاه نکن.
بگذار آن چه در پایان یک عشق به جای میماند
خاطرات خوش باشد با من آشتی کن تا دنیا با من آشتی کند . . .
hamtaraneh.com
قهر مکن ای فرشته روی دلارا / ناز مکن ای بنفشه موی فریبا
طعنه و دشنام تلخ اینهمه شیرین / چهره پر از خشم و قهر اینهمه زیبا
ناز تورا میکشم به دیده منت / سر به رهت مینهم به عجز و تمنا . . .
hamtaraneh.com
همیشه رفتن بهترین نیست
گاهی میان رفتن وماندن هیچ فرقی نیست
چه قهر باشیم چه آشتی
اصل درست این است که عزیزان ما در خانه ی دل ما جای دارند . . .
hamtaraneh.com
بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی / به روح بی قرار من تو اضطراب میدهی
دلم پر از گلایه ها تنم اسیر درد و خون / ولی تو قهر با دلم برای لحظه ای مکن . . .
hamtaraneh.com
بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم / بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم
بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم / بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم . . .
hamtaraneh.com
از تو به یک حرف ناروا نکشم دست / وز سر راه تو دلربا نکشم پا
عاشق زیباییم اسیر محبت / هر دو به چشمان دلفریب تو پیدا . . .
hamtaraneh.com
یه روزی گله کردم من از عالم مستی / تو هم به دل گرفتی دل ما رو شکستی
من از مستی نوشتم ولی قلب تو رنجید / تو قهر کردی قهرت مصیبت شدو بارید
پشیمون و خستم اگه عهدی شکستم / آخه مست تو هستم اگه مجرم و مستم . . .
hamtaraneh.com
مهم نیست کی مقصر است
باور کن مهم این است که یادمان باشد عمرمان کوتاه است
در پایان زندگی خواهیم گفت: کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم
تا خوب بهم نگاه کنیم و همه ناگفته های مهر آمیز یک عمر را در چند ثانیه بگوییم
پس نازنین بیا آشتی کنیم با مهر- منبع سایت پاتوق۹۸
hamtaraneh.com
دوستی را دوست، معنی می دهد / قهر هم با دوست، معنی می دهد
هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست / قهری او هم نشان دوستی است . . .
hamtaraneh.com
جنس من از آهن و از سنگ نیست / من دلم تنگ است و یار دلتنگ نیست
حال دل از من نمیپرسی چرا / حال پرسیدن که دیگر ننگ نیست . . .
hamtaraneh.com
منو ببخش تنهام نزار ، برای آخرین بار / تنهام نزار ، بی من نرو ، نگو خدانگهدار . . .
hamtaraneh.com
اینقدر نگو : اگه ببخشم کوچک می شوم
اگه با گذشت کردن کسی کوچک می شد ، خدا اینقدر بزرگ نبود . . .
hamtaraneh.com
برام بمون ، بهونه باش برای دل سپرد/ نزار که آرزوم بشه یه روزی بی تو مردن . . .
hamtaraneh.com
منو ببخش که درخشیدی و من چشمامو بستم / منو بخشیدی و من چشمامو بستم
تو به پای من نشستی و جدا از تو نشستم / که نیاوردی به روم هر جا دلت رو می شکستم
منو ببخش ، منو ببخش . . .
hamtaraneh.com
منو ببخش عزیزم که از تو می گریزم / می سوزم و خاموشم تو خودم اشک می ریزم
منو ببخش اگه خیلی بهت بدی کردم . . .
hamtaraneh.com
گر تو را از ابلهی کردم رها ، برمن ببخش / بر سر پیمان نه بر مهر و وفا ، بر من ببخش
راه ورسم عاشقی را نا بلد چون کودکان / اشتباه و ناروا کردم خطا ، بر من ببخش . . .
hamtaraneh.com
من رو ببخش نه به خاطر اینکه من لایق بخشش هستم
بلکه تو لایق ارامش هستی من ارامش تو رو حتی به ارامش خودم نیز ترجیح میدم . . .
hamtaraneh.com
منو ببخش که نادیده گرفتم التماس اون نگاه نگرون رو
منو ببخش که گرفتم به جای دست عاشق تو دست عشق دیگرون رو . . .
hamtaraneh.com
اگه راهم این روزا از تو یکم دوره ببخش / توی زندگی آدم یه وقتا مجبوره ببخش . . .
hamtaraneh.com
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم / هنوزم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو می افتم
هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره / هنوزم می گم خدایا کاشکی برگرده دوباره


 
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببين هم گريه هام از عشق .چه زندوني برام ساختن
خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه
لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه
يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند 
يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند
تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو
خداحافظ گل مريم .گل مظلوم پر دردم
نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني
تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني
 
تو اين روياي سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازيچه اي بودي . تو دست سرد اين مردم
خداحافظ گل پونه . كه باروني نمي توني
...طلسم بغضو برداره .از اين پاييز ديوونه خداحافظ .....!
 
hamtaraneh.com
خداحافظ همين حالا، همين حالا كه من تنهام
خداحافظ به شرطي كه بفهمي تر شده چشمام
خداحافظ كمي غمگين، به ياد اون همه ترديد
به ياد آسموني كه منو از چشم تو ميديد
اگه گفتم خداحافظ نه اينكه رفتنت ساده اس
نه اينكه ميشه باور كرد دوباره آخر جاده اس
خداحافظ واسه اينكه نبندي دل به رؤيا ها
بدوني بي تو و با تو، همينه رسم اين دنيا
خداحافظ خداحافظ
همين حالا
خداحافظ


 
فریادها مرده اند ، سکوت جاریست ، تنهایی حاکم سرزمین بی کسی است. ماکه خدا نیستیم پس چرا از همه تنهاترینیم؟
 
************************************
بعضی ها از دور میدرخشند!نزدیک که میشوییک تکه شیشه ی شکسته ای بیشتر نیستند!!!که باید لگدی بهش زدتا از مسیر نور آفتاب دور شوند و چشمان دیگری راخیره نکنند و گول نزنند!!!
*******************
 
از خدا پرسیدم خدایا چه چیزی تو را ناراحت می کند؟ خداوند فرمود : هر وقت بنده ای با من سخن می گوید ، چنان به حرفهای او گوش می دهم که گویی به جز او بنده ی دیگری ندارم. ولی او چنان سخن می گوید که انگار من خدای همه هستم الا او.
*************************
خدایا مرا محروم کن از داشتنهای خطرناک حتی اگر اشک بریزم التماس کنم،مرا محروم کن از عسلهای مسموم از مارهای خوش خط و خال،لذتهای اندوه بار،ای مهربانتر از من نسبت به من
************************
اهل کوچه همه رفتند ولى ما ماندیم/ حقمان است اگر بى کس و تنها ماندیم/ هیچ تقصیرکسى نیست اگر رنجوریم/ روشنى هست، خدا هست فقط ما کوریم
 
************************
کسی می گوید سر خود بالا کن ، به بلندا بنگر. به بلندای عظیم به افق های پر از نور امید و خودت خواهی دید و خودت خواهی یافت خانه ی دوست کجاست... خانه دوست در آن عرش خداست ، خانه ی دوست در آن قلب پر از نور خداست و فقط دوست ، خداست
************************
        همیشه به کسی تکیه کنید که به کسی تکیه نکرده باشد
و او کسی نیست غیر از خدا
سخنی از “کاترین پاندر”

رها

 
زمان !
 
ای دزدی که همه ی چیزهای شیرین را  
 
از آن خود میکنی
 
این را هم به فهرستت اضافه کن
 
او روزی از روزهای پاییز
 
به من گفت :
 
" دوستت دارم "

 
مثل باران های بی اجازه
 
وقت و بی وقت
 
در هوایم پراکنده ای
 
و من بی هوا
 
ناگهان خیسم از تو !
 

اسب اصیل

مردی، اسب اصیل و بسیار زیبایی داشت که توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کرد همه آرزوی تملک آن را داشتند.

باديه‌نشین ثروتمندی پیشنهاد کرد که اسب را با دو شتر معاوضه کند، اما مرد موافقت نکرد.

حتی حاضر نبود اسب خود را با تمام شترهای مرد باديه‌نشین تعویض کند.

باد‌يه‌نشین با خود فکر کرد: حالا که او حاضر نیست اسب خود را با تمام دارایی من معاوضه کند، با ید به فکر حیله‌ای باشم.

روزی خود را به شکل یک گدا درآورد و در حالی که تظاهر به بیماری می‌کرد، در حاشیه‌ي جاده‌ای دراز کشید.

او می‌دانست که مرد با اسب خود از آنجا عبور می‌کند. همین اتفاق هم افتاد...

مرد با دیدن آن گدای رنجور، سرشار از همدردی، از اسب خود پیاده شد به طرف مرد بیمار و فقیر رفت و پیشنهاد کرد که او را نزدیک پزشک ببرد.

مرد گدا ناله‌کنان جواب داد: من فقیرتر از آن هستم که بتوانم راه بروم.

روزهاست که چیزی نخورده‌ام نمی‌توانم از جا بلند شوم دیگر قدرت ندارم.

مرد به او کمک کرد که سوار اسب شود به محض اینکه مرد گدا روی زین نشست، پاهای خود را به پهلوهای اسب زد و به سرعت دور شد.

مرد متوجه شد که گول باديه‌نشین را خورده است. فریاد زد: صبر کن! می‌خواهم چیزی به تو بگویم.

باديه‌نشین که کنجکاو شده بود، کمی دورتر ایستاد.

مرد گفت: تو اسب مرا دزديدی. دیگر کاری از دست من برنمی‌آید، اما فقط کمی وجدان داشته باش و یک خواهش مرا برآورده کن.

برای هیچ‌کس تعريف نکن که چگونه مرا گول زدي...

باديه‌نشین تمسخرکنان فریاد زد: چرا باید این کار را انجام دهم؟

مرد گفت: چون ممکن است، زمانی بیمار درمانده‌ای کنار جاده‌ای افتاده باشد. اگر همه این جریان را بشنوند، دیگر کسي به او کمک نخواهد کرد.

باديه‌نشین شرمنده شد. بازگشت و بدون اینکه حرفی بزند ، اسب اصیل را به صاحب واقعی آن پس داد ...

برگرفته از کتاب بال‌هايي براي پرواز
نوربرت لش لايتنر

 

 

سخن روز : خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد...اشو زرتشت

معنای گل ها


معنای گل ها

معنای گل ها در ادوار مختلف متفاوت بوده است. مثلا گل رز که مورد علاقه اغلب افراد بوده است در دوره رنسانس سمبل شهادت و عشق آسمانی و بعد از آن نشانه آرامش، نعمت و صلح بوده است. این گل در مصر باستان نشانه تقوی و پاکدامنی و در عهد یونانی ها نشانی مقدس بوده و رومی ها آن را به عنوان سمبل فتح و پیروزی می شناخته اند. اما گل رز امروزه همه جا معنای عشق و زیبایی دارد.
در اغلب کشورها گل ها از معانی یکسانی برخوردار شده اند که دانستن آن ها استفاده به موقع از معانی آن می تواند در بهبود ارتباط نقش موثری داشته باشد.
گل بنفشه : به معنی نجابت و کم رویی، اندیشه ناگفته ، پاکدامنی ، فروتنی
گل شقایق: اختلاف
گل سرخ: عشق و زیبایی
رز سیاه : مرگ و تسلیت
رز سفید : عشق مبارک و فرخنده
رز کاملاً شکفته : تعهد و دوست داشتن
دسته گل رز : قدردانی
ترکیبی از گل رز سفید و سرخ : سازش، اتحاد
سوسن: ملاحت و زیبایی
سوسن سفید: دوشیزگی و پاکیدامنی
خشخاش: تنبلی و سستی
شکوفه پرتقال: علاقه به ازدواج
سنبل: اندوه و تاسف
شب بو: عشق در حال سیه روزی و بدبختی
زنبق سفید: عفت و پاکدامنی
کاملیای سفید : قابل ستایش و پرستیدنی
کاملیای صورتی: در آرزوی رسیدن به یکدیگر
کاملیای قرمز : عشق آتشین
نیلوفر آبی : حقیقت
آنتوریوم: عشق ، علاقه و محبت
داوودی : تو دوست فوق العاده من هستی
آفتابگردان : ستایش ، غرور و پرستش
نرگس : غرور و خودبینی
نرگس زرد : احترام 
اقاقیا : عشق پاک 
کاکتوس: پایداری و استقامت
لاله : عاشق واقعی 
مریم : لذت بردن 
میخک : جواب مثبت به درخواست عشق
قاصدک : وفاداری ، خوشبختی و صداقت 
نسترن : احساس همدلی و تقاضای دوست داشتن
پامچال : بدون تو ادامه زندگی را نمی خواهم.
یاسمن : شادی و دلپذیری
رزماری : یادآوری خاطرات گذشته

البته تعداد شاخه های دسته گل اهدایی هم معنای مختلفی دارد:
یک شاخه گل: توجه 
سه شاخه گل: احترام 
پنج شاخه گل: علاقه و محبت 
هفت شاخه گل: عشق 
10 شاخه گل لاله نشانه یک عشق بی نظیر و ماندگار می باشد.

علاقه و توجه به گل تا اندازه ای اهمیت دارد که برخی ملت ها از گل به عنوان علامت کشور خود استفاده کرده اند.
بلژیک: گل آزالیا
انگلستان: رز
رومانی: رز
هلند: لاله
کانادا: برگ افرا
یونان: بنفشه
چین: نرگس
مصر: نیلوفرآبی
ایران: گل سرخ
مکزیک : کاکتوس
لیتوانی: رو
ژاپن: داودی
هندوستان: نیلوفر
اسپانیا: درخت انار
لهستان: گل گندم
پاراگوئه: شکوفه پرتقال 


فروتني فرياپت


فروتني فرياپت
اردوان (سومين پادشاه اشكاني و فرزند تيرداد يكم) پادشاه ايران از بستر بيماري برخواسته بود با تني چند از نزديكان ، كاخ فرمانروايي را ترك گفت و در ميان مردم قدمي مي زد . به درمانگاه شهر كه رسيدند اردوان گفت به ديدار پزشك خويش برويم و از او بخاطر آن همه زحمتي كه كشيده قدرداني كنيم . چون وارد درمانگاه شد كودكي را ديد كه پايش زخمي شده و پزشك پايش را معالجه مي نمايد . مادر كودك كه هنوز پادشاه را نشناخته بود با ناله به پزشك مي گفت خدا پاي فرزند پادشاه را اينچنين نمايد تا ديگر اين بلا را بر سر مردم نياورد .
پادشاه رو به زن كرده و گفت مگر فرزند پادشاه اين بلا را بر سر كودكت آورده و مادر گفت آري كودكم در ميانه كوچه بود كه فرزند پادشاه فرياپت با اسب خويش چنين بلايي را بر سر كودكم آورد . پادشاه گفت مگر فرزند پادشاه را مي شناسي  ؟ و زن گفت خير ، همسايگان او را به من معرفي كردند .. پادشاه دستور داد فرياپت را بياورند پزشك به زن اشاره نمود كه اين كسي كه اينجاست همان پادشاه ايران است .. زن فكر مي كرد به خاطر حرفي كه زده او را به جرم گستاخي با تيغ شمشير به دو نيم مي كنند . پسر پادشاه ايران را آوردند و پدر به او گفت چرا اينگونه كردي و فرزند گفت متوجه نشدم .و كودك را اصلا نديدم . پدر گفت از اين زن و كودكش عذرخواهي كن ...... فرزند پادشاه رو  به مادر كودك نموده عذر خواست پادشاه ايران كيسه ايي زر به مادر داده و گفت فرزندم را ببخش چون در مرام پادشاهان ايران ، زورگويي و اذيت خلق خويش نيست .
زن با ديدن اين همه فروتني پادشاه و فرياپت به گريه افتاد و مي گفت مرا به خاطر گستاخي ببخشيد . و پادشاه ايران اردوان در حالي كه از درمانگاه بيرون مي آمد مي گفت : فرزند من بايد نمونه نيك رفتاري باشد نمونه . . .
انديشمند يگانه كشورمان ارد بزرگ مي گويد : پوزش خواستن از پس اشتباه ، زيباست حتي اگر از يك كودك باشد .
براي دوستان ارسال كنيد تا همه بدانند فرهنگ اصيل ايرانيان چه بوده و اكنون چيست ؟!!!!

مشاعره ی نا تمام   


خانم....... :
به نام خدایی که زن آفرید / حکیمانه امثال ِ من آفرید
خدایی که اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفرید !برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید !مرا شکل طاووس کرد و تورا / شبیه بز و کرگدن آفرید !به نام خدایی که اعجاز کرد / مرا مثل آهو ختن آفرید
تورا روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفرید
ولی بعداً آمد و از روی لطف / مرا بی کس و بی وطن آفرید
خدایی که زیر سبیل شما / بلندگو به جای دهن آفرید !وزیر و وکیل و رئیس ات نمود / مرا خانه داری خفن آفرید
برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب / شراره ، پری ، نسترن آفرید
برای من اما فقط یک نفر / براد پیت من را حَسَنْ آفرید !برایم لباس عروسی کشید / و عمری مرا در کفن آفرید
به نام خدایی که سهم تو را / مساوی تر از سهم من آفرید
پاسخ دندان شکن از.......ی :به ‌نام خداوند مردآفرین / که بر حسن صنعش هزار آفرین
خدایی که از گِل مرا خلق کرد / چنین عاقل و بالغ و نازنین
خدایی که مردی چو من آفرید / و شد نام وی احسن‌الخالقین
پس از آفرینش به من هدیه داد / مکانی درون بهشت برین
خدایی که از بس مرا خوب ساخت / ندارم نیازی به لاک، همچنین
رژ و ریمل و خط چشم و کرم / تو زیبایی‌ام را طبیعی ببین
دماغ و فک و گونه‌ام کار اوست / نه کار پزشک و پروتز، همین !نداده مرا عشوه و مکر و ناز / نداده دم مشک من اشک و فین!مرا ساده و بی‌ریا آفرید / جدا از حسادت و بی‌خشم و کین
زنی از همین سادگی سود برد / به من گفت از آن سیب قرمز بچین
من ساده چیدم از آن تک‌ درخت / و دادم به او سیب چون انگبین
چو وارد نبودم به دوز و کلک / من افتادم از آسمان بر زمین
و البته در این مرا پند بود / که ای مرد پاکیزه و مه‌جبین
تو حرف زنان را از آن گوش گیر / و بیرون بده حرفشان را از این
که زن از همان بدو پیدایش‌ات / نشسته مداوم تو را در کمین !

کورش بزرگ


زمانی کزروس به کورش بزرگ گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی. کورش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟ گزروس عددی را با معیار آن زمان گفت  سپس  کورش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کورش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کورش را به گوششان رسانید.مردم هرچه در توان داشتند برای کورش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند ، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود.کورش رو به کزروس کرد و گفت ، ثروت من اینجاست.اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم ، همیشه باید نگران آنها بودم . زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهره اند مثل این می ماند که تو نگهبان پولهایی که مبادا کسی آن را ببرد.
  

شرک


Shrek
 
واقعا کيه؟!!!
 
فيلم شرک رو حتما ديدين ..اون غول سبز مهربون(!!!)آيا تا حالا به اين فکر کرده بودين که
خلق اين هيبت و قيافه آيا تخيلي بوده يا واقعي؟؟بد نيست بدونين شخصي با اين مشخصات ظاهري وجود داشته و خلق قيافه شرک با الهام از ظاهر اين آقا بوده...
ماوريک تيلت که در سال  1903 به دنيا اومده و در سال 1954 هم از دنيا رفته...
يه کشتي گير حرفه اي بود..اونم در نخستين سال هايي که ورزش به عنوان يک سرگرمي نيز شناخته شده بود.
او متولد فرانسه.بسيار باهوش و به چهارده زبان دنيا مي توانسته صحبت کنه..به شعر و تجارت هم علاقه بسيار داشته...
در دهه بيستم زندگيش گرفتار بيماري نادر آکرو مگالي شد که باعث رشد ناهنجار استخوان هايش شد و کل اندامش را در بر گرفت که برايش رنج و عداب زيادي به همراه داشت و مورد بي مهري مردم  قرار گرفت به طوري که مجبور به ترک محل زندگيش که بسيار به اونجا علاقه داشت .گرديد
 
Maurice Tillet Real life Shrek 

Maurice Tillet ( 1903?- August 4, 1954 ) was a professional wrestler in the early years of the entertainment-sport. Born inFrance , he was highly intelligent and could speak 14 languages. He was also a keen poet and was hoping to get into the acting business.

In his twenties, he developed acromegaly, a rare disease that causes bones to grow wildly and uncontrollably. Soon his whole body was disfigured as a result. This led to much pain for Tillet as this gentle man was being called names, berated and forced to flee the place he loved so much.
 
http://www.rozaneh-group.com/fariba/sherek/b.jpg
 
http://www.rozaneh-group.com/fariba/sherek/d.jpg
 
http://www.rozaneh-group.com/fariba/sherek/f.jpg
 
http://www.rozaneh-group.com/fariba/sherek/g.jpg
 
http://www.rozaneh-group.com/fariba/sherek/h.jpg
 
http://www.rozaneh-group.com/fariba/sherek/n.jpg
 
http://www.rozaneh-group.com/fariba/sherek/hs.jpg
 
http://www.rozaneh-group.com/fariba/sherek/c.jpg
http://www.rozaneh-group.com/fariba/sherek/sherek1.jpg

نامه بسیار زیبای نادر ابراهیمی به همسرش

این مطلب را كه بخشی از یكی از نامه‌های نادر ابراهیمی به همسرش است دوستی كه به ما لطف زیادی دارد برایمان فرستاده و توصیه كرده كه همه زوج‌ها این نامه را چندین بار و نه به‌تنهایی كه با هم و در كنار یكدیگر ‌ بخوانند. برای دوست عزیزمان آرزوی خوشبختی و همراهی همیشگی می‌كنیم و این نامه را به همه زوج‌های ایرانی تقدیم می‌كنیم.
نادر ابراهیمی(۱۴ فروردین ۱۳۱۵ در تهران - ۱۶ خرداد ۱۳۸۷ ، تهران )، داستان‌نویس معاصر ایرانی است
او علاوه بر نوشتن رمان و داستان کوتاه، در زمینه‌های فیلم‌سازی، ترانه‌سرایی، ترجمه، و روزنامه‌نگاری نیز فعالیت کرده‌است.
 
 
همسفر!
در این راه طولانی كه ما بی‌خبریم
و چون باد می‌گذرد
بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند
خواهش می‌كنم! مخواه كه یكی شویم، مطلقا
مخواه كه هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم
و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد
مخواه كه هر دو یك آواز را بپسندیم
یك ساز را، یك كتاب را، یك طعم را، یك رنگ را
و یك شیوه نگاه كردن را
مخواه كه انتخابمان یكی باشد، سلیقه‌مان یكی و رویاهامان یكی.
هم‌سفر بودن و هم‌هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.
و شبیه شدن دال بر كمال نیست، بلكه دلیل توقف است
 
عزیز من!
دو نفر كه عاشق‌اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است، واجب نیست كه هر دو صدای كبك، درخت نارون، حجاب برفی قله علم كوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند.
اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت كه یا عاشق زائد است یا معشوق و یكی كافی است.
عشق، از خودخواهی‌ها و خودپرستی‌ها گذشتن است اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست .
من از عشق زمینی حرف می‌زنم كه ارزش آن در «حضور» است نه در محو و نابود شدن یكی در دیگری.
 
عزیز من!
اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یكی نیست، بگذار یكی نباشد .
بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.
بخواه كه در عین یكی بودن، یكی نباشیم..
بخواه كه همدیگر را كامل كنیم نه ناپدید .
بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چیز كه مورد اختلاف ماست، بحث كنیم ،اما نخواهیم كه بحث، ما را به نقطه مطلقا واحدی برساند.
بحث، باید ما را به ادراك متقابل برساند نه فنای متقابل .
اینجا سخن از رابطه عارف با خدای عارف در میان نیست .
سخن از ذره ذره واقعیت‌ها و حقیقت‌های عینی و جاری زندگی است.
بیا بحث كنیم.
بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم.
بیا كلنجار برویم .
اما سرانجام نخواهیم كه غلبه كنیم.
بیا حتی اختلاف‌های اساسی و اصولی زندگی‌مان را، در بسیاری زمینه‌ها، تا آنجا كه حس می‌كنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می‌بخشد نه پژمردگی و افسردگی و مرگ، حفظ كنیم.
من و تو حق داریم در برابر هم قدعلم كنیم و حق داریم بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم.
بی‌آن‌كه قصد تحقیر هم را داشته باشیم .
عزیز من! بیا متفاوت باشیم.

آیا می دانستید؟

Do you know this?آیا می دانستید؟ People who ride on roller coasters have a higher chance of having a blood clot in the brain.کسانی که سوار رولر کاستر (قطارهایی که روی ریل های بلند و با شیب زیاد حرکت می کنند) می شوند بیشتر از دیگران در معرض خطر لخته شدن خون در مغز هستندPeople with blue eyes see better in dark.کسانی که چشمان آبی دارند در شب بهتر می بینندMoney isn't made out of paper, it is made out of cotton.اسکناس از کاغذ درست نمی شود. از کتان ساخته می شودA tiny amount of liquor on a scorpion will make it go mad instantly and sting itself to death.ریختن یک قطره کوچک مشروب روی عقرب باعث دیوانگی آنی آن شده و با نیش زدن به خود خودکشی می کند Chewing gum while peeling onions will keep you from crying. در هنگام پوست کندن پیاز جویدن آدامس باعث می شود اشک از چشمانتان سرازیر نشود A huge underground river runs underneath the Nile , with six times more water than the river above.رودخانه ای هفت برابر بزرگتر از رود نیل در زیر این رود در جریان استThe USA uses 29% of the world's petrol and 33% of the world's electricity.آمریکا29% کل سوخت و 33% برق جهان را مصرف می کندWearing headphones for just an hour will increase the bacteria in your ear By 700 times.فقط یکساعت استفاده از هدفون باکتری های موجود در گوش را هفتصد برابر افزایش می دهد The animal responsible for the most human deaths world-wide is the mosquito.حشره ای که باعث بیشترین  تلفات جانی برای انسانها می شود پشه استRight handed people live, on average, nine years longer than left-handed people.راست دست ها بطور متوسط 9 سال بیشتر از چپ دستها عمر می کنندWe exercise at least 30 muscles when we smile.وقتی لبخند می زنیم حداقل سی عضله را به حرکت در می آوریمOur nose is our personal air-conditioning system: it warms cold air, cools hot air and filters impurities.بینی سیستم تنظیم هوای بدن است. هوای سرد را گرم و هوای گرم را خنک می کند و مانع از ورود گرد و غبار می شودOur brain is more complex than the most powerful computer and has over 100 billion nerve cells.مغز انسان از قویترین کامپیوتر جهان بارها پیچیده تر است و 100 میلیارد سلول عصبی دارد When a person dies, hearing is usually the first sense to go.وقتی کسی می میرد اولین حسی که از کار می افتد شنوایی است There is a great mushroom in Oregon that is 2,400 years old. It Covers 3.4 square miles of land and is still growing.قارچ بزرگی در ایالت اُرگان آمریکا با قدمت 2400 سال وجود دارد. این این قارچ سه مایل مربع زمین را پوشانده و هنوز رشد می کند    German Shepherds bite humans more than any other breed of dog.سگ ژرمن شپرد بیشتر از هر نوع سگی انسان را می گیردThe pupil of the eye expands as much as 45 percent when a person looks at something pleasingوقتی انسان به چیز قشنگی نگاه می کند مردمک چشم 45% بازتر می شودMen's shirts have the buttons on the right, but women's shirts have the buttons on the left.دکمه پپراهن مردانه در طرف راست و  پیراهن زنانه در طرف چپ دوخته می شودThe reason honey is so easy to digest is that it's already been digested by a bee.علت اینکه عسل به آسانی هضم می شود این است که زنبور قبلاً آن را هضم کرده است It cost 7 million dollars to build the Titanic and 200 million to make a film about it.هفت میلیون دلار هزینه ساخت کشتی تایتانیک و 200 میلیون دلار هزینه ساخت فیلمی در مورد آن شده استThe sound you hear when you crack your knuckles is actually the sound of nitrogen gas bubbles bursting.صدایی که در هنگام شکستن انگشتان به گوش می رسد صدای ترکیدن حباب های نیتروژن استThe only part of the body that has no blood supply is the cornea in the eye. It takes in oxygen directly from the air.تنها قسمتی از بدن که خون به آن نمی رسد قرنیه چشم است. قرنیه مستقیماً اکسیژن را از هوا می گیرد

چهار جمله که حوا نمی تونسته به ادم بگه:


چهار جمله که حوا نمی تونسته به ادم بگه:

۱- آدمت می کنم
۲- از شوهر مردم یاد بگیر
۳- من قبل از تو ۱۰۰ تا خواستگار داشتم
۴- میرم خونه مامانم
 

شمع


زن و شوهری بعد از سالیانی که از ازدواجشون می گذشت در حسرت داشتن فرزند به سر می بردند. با هرکسی که تونسته بودند مشورت کرده بودند اما نتیجه ای نداشت، تا این که به نزد کشیش شهرشون رفتند.
پس از این که مشکلشون رو به کشیش گفتند، او در جواب اون زوج گفت: ناراحت نباشید من مطمئنم که خداوند دعاهای شما رو شنیده و به زودی به شما فرزندی عطا خواهد نمود. با این وجود من قصد دارم به شهر رم برم و مدتی در اون جا اقامت داشته باشم، قول می دهم وقتی به واتیکان رفتم حتما برای استجابت دعای شما شمعی روشن کنم.
زوج جوان با خوشحالی فراوان از کشیش تشکر کردند. قبل از این که کشیش اون جا رو ترک کنه، بازگشت و گفت: من مطمئنم که همه چیز با خوبی و خوشی حل می شه و شما حتما صاحب فرزند خواهید شد. اقامت من در شهر رم حدود ۱۵ سال به طول خواهد انجامید، ولی قول می دم وقتی برگشتم حتما به دیدن شما بیام.
۱۵ سال گذشت و کشیش دوباره به شهرش بازگشت. یه نیمروز تابستان که توی اتاقش در کلیسا استراحت می کرد، یاد قولی افتاد که ۱۵ سال پیش به اون زوج جوان داده بود و تصمیم گرفت یه سری به اونا بزنه پس به طرف خونه اونا به راه افتاد. وقتی به محل اقامت اون زوجی که سال ها پیش با اون مشورت کرده بودند رسید زنگ در را به صدا در آورد.
صدای جیغ و فریاد و گریه چند تا بچه تمام فضا رو پر کرده بود. خوشحال شد و فهمید که بالاخره دعاهای این زوج استجابت شده و اونا صاحب فرزند شده اند.
وقتی وارد خونه شد بیشتر از یه دوجین بچه رو دید که دارن از سر و کول همدیگه بالا میرن وهمه جا رو گذاشتن رو سرشون و وسط اون شلوغی و هرج و مرج هم مامانشون ایستاده بود.
کشیش گفت: فرزندم! می بینم که دعاهاتون مستجاب شده… حالا به من بگو شوهرت کجاست تا به اون هم به خاطر این معجزه تبریک بگم.
زن مایوسانه جواب داد: اون نیست… همین الان خونه رو به مقصد رم ترک کرد.
کشیش پرسید: شهر رم؟ برای چی رفته رم؟
زن پاسخ داد: رفته تا اون شمعی رو که شما واسه استجابت دعای ما روشن کردین خاموش کنه!

101 واقعیت درمورد نیمه گم شده زندگی  


قصد داریم واقعیت‌های مربوط به تجربیات شما از نیمه گمشده زندگیتان را در اختیارتان قرار دهیم. امیدواریم پس از خواندن از مطلب، بفهمید که نیمه گمشده واقعاً یعنی چه و بتوانید از این اطلاعات برای یافتن شادی و خوشبختی در روابطتان استفاده کنید. ♥ واقعیت 1:برخلاف آنچه از کودکی به شما قبولانده‌اند، شما بیش از یک نیمه گمشده دارید.♥ واقعیت 2:شما برای شاد بودن به نیمه گمشده‌تان نیاز ندارید.♥ واقعیت 3:قبل از اینکه اجازه دهید کسی دوستتان بدارد، باید اول یاد بگیرید که چطور موجبات شادی خودتان را فراهم کنید.♥ واقعیت 4:نیمه گمشده برای رسیدن به تعادل وارد زندگی ما می‌شوند.♥ واقعیت 5:نیمه گمشده برای کمک به ما برای پیدا کردن خودِ درونیمان وارد زندگی ما می‌شوند.♥ واقعیت 6:نیمه گمشده بین جنسیت‌ها، ملیت‌ها، مذاهب یا دیدگاه‌های سیاسی مختلف تبعیضی قائل نیستند.♥ واقعیت 7:نیمه گمشده شما ممکن است همانی باشد که درست کنار گوشتان خوابیده است.♥ واقعیت 8:دلیلش این است که عشق به شکل‌ها و اندازه‌های مختلف می‌آید.♥ واقعیت 9:ارتباط شما با نیمه گمشده‌تان به خصوصیات ظاهری متکی نیست.  مهم نیست که چه ظاهری داشته باشند، مهم درون آنهاست که پیوند شما را مستحکم می‌کند.♥ واقعیت 10:ظاهر انسان‌ها فقط یک پوسته است و نیمه گمشده شما درون این پوسته خوابیده است. وضعیت ظاهری شما DNAشماست؛ همان چیزی که پدر و مادرتان موقع تولد به شما بخشیده‌اند. اما هیچ ارتباطی با خودِ روحانی و معنوی شما ندارد. و با کمک این خود است که نیمه گمشده‌تان را می‌یابید.♥ واقعیت 11:وقتی برای اولین بار نیمه گمشده‌مان را می‌بینیم، جاذبه‌ای فوری به او حس خواهید کرد.♥ واقعیت 12:این یک جاذبه روحانی است که دو روح را به هم متصل می‌کند.♥ واقعیت 13:با روی آوردن به خودی درونیتان، فوراً نیمه گمشده‌تان را تشخیص خواهید داد.♥ واقعیت 14:نیمه گمشده به دلایل مشخص وارد زندگی ما می‌شود.♥ واقعیت 15:نیمه گمشده برای تحسین ما وارد زندگیمان می‌شود.♥ واقعیت 16:نیمه گمشده برای کامل کردن ما وارد زندگیمان می‌شود.♥ واقعیت 17:نیمه‌ گمشده انواع مختلف دارد و آنها را می‌توان به سه دسته اصلی تقسیم کرد.♥ واقعیت 18:این سه دسته‌بندی از این قرارند: کارما، همراه و دوقلو.♥ واقعیت 19:حتی ممکن است یک گروه چهارمی هم باشد که شریک گروهی نامیده می‌شود.♥ واقعیت 20:نیمه گمشده کارما به زندگی شما می‌آید تا کمکتان کند مشکلی را حل کنید یا شما به او کمک کنید مشکلی را حل کند.♥ واقعیت 21:نیمه گمشده کارما ممکن است همکار، یکدوست نزدیک یا یکی ازاعضای خانواده شما باشد.♥ واقعیت 22:نیمه گمشده کارما ممکن است حتی حیوان خانگی شما باشد که ارتباطی روحانی با او برقرار کرده‌اید.♥ واقعیت 23:نیمه گمشده کارما یکی از متداولترین نوع روابط است و ممکن است در طول زندگی چندین مورد از آن را داشته باشید.♥ واقعیت 24:بین دو شریک کارما معمولاً هیچ رابطه جنسی وجود ندارد.♥ واقعیت 25:نیمه گمشده همراه کسی است که برای صمیمیت و بچه‌دار شدن به زندگی شما پا می‌گذارد.♥ واقعیت 26:این نیمه گمشده کسی است که نهایتاً یا با او ازدواج می‌کنید و یا تا پایان عمر یک رابطه معنوی با او دارید.♥ واقعیت 27:اما نیمه گمشده همراه قرار نیست که تا پایان عمر کنار شما باشد و احتمال طلاق وجود دارد.♥ واقعیت 28:نیمه گمشده همراه به دلیلی وارد زندگی شما شده است و یکی از این دلایل رشد فردی شماست.♥ واقعیت 29:برخلاف نیمه گمشده کارما و دوقلو، رابطه نیمه همراه مستلزم تلاش بیشتر از هر دو جانب است تا رابطه‌ای سالم و دوست‌داشتنی ایجاد شود.♥ واقعیت 30:حتی اگر شما و نیمه همراهتان از هم جدا شوید، او هیچوقت به طور کامل از زندگی شما بیرون نخواهد رفت.♥ واقعیت 31:سومین گروه نیمه دوقلو است که بیشترین هواخواه را دارد.♥ واقعیت 32:نیمه دوقلو هم به دلیلی مشخص وارد زندگی شما می‌شود.♥ واقعیت 33:شما نیمه دوقلویتان را طوری تشخیص می‌دهید که انگار او را همه عمر می‌شناخته‌اید.♥ واقعیت 34:نیمه دوقلو همتای الهی شماست.♥ واقعیت 35:روح همتای دوقلو منعکس‌کننده روح شماست، آن را شناخته و با آن پیوند می‌خورد.♥ واقعیت 36:هیچکس نمی‌تواند شما را از همراه دوقلویتان جدا کند.♥ واقعیت 37:اما اگر زمان مناسب نباشد، ممکن است همراه دوقلویتان شما را ترک کند و بعدها در یک زمان دیگر برگردد. اما این پیوند هیچوقت شکسته نمی‌شود.♥ واقعیت 38:مهمترین و متداولترین عامل پیوند نخوردن با نیمه دوقلو در یک زمان این واقعیت است که هر دو طرف یا یکی از آنها در یک رابطه متعهد هستند.♥ واقعیت 39:اما اگر زمان مناسب باشد و هر دو طرف قوی باشند، رابطه با نیمه دوقلو شکل خواهد گرفت.♥ واقعیت 40:مهم نیست که کدام دسته از این نیمه‌های گمشده وارد زندگی شما می‌شوند، مسئله مهم این است که هرکدام از آنها به دلیلی می‌آیند و هیچیک مهمتر از دیگری نیست زیرا همه آنها باعث می‌شوند بتوانیم خودِ والاترمان را پیدا کنیم.♥ واقعیت 41:مهم نیست که چه نوع نیمه گمشده‌ای وارد زندگی شما شود، همه آنها به دلیلی در زندگیتان هستند و معمولاً مهمتر از بقیه هستند زیرا کمکمان می‌کنند به خودِ والاترمان برسیم.♥ واقعیت 42:همه ما در زندگی ماموریتی داریم و این به خودمان بستگی دارد که آن ماموریت را پیدا کنیم. نیمه گمشده ما می‌تواند برای رسیدن به آن کمکمان کند.♥ واقعیت 43:بعضی‌اوقات نیمه گمشده ما به این دلیل وارد زندگیمان می‌شوند که مشکلی را باید حل کنیم.♥ واقعیت 44:اما برای اینکه بتوانیم نیمه گمشده‌مان را پیدا کنیم، باید از درون کامل باشیم. به این معنی نیست که ما نیاز یا مشکلی نداریم. معنی آن این است که می‌دانیم از زندگی چه می‌خواهیم و برای رسیدن به آن هدف تلاش می‌کنیم. نیمه گمشده‌مان ما را در این راه همراهی می‌کند.♥ واقعیت 45:نیمه گمشده کسی است که کمکتان می‌کند از نظر معنوی و روحانی رشد کنید تا بتوانید در زندگی به تعادل برسید.♥ واقعیت 46:می‌دانید که به این دلیل با نیمه گمشده‌تان ملاقات کرده‌اید که در سطحی کاملاً متفاوت با کسانی که قبلاً دیده‌اید با او ارتباط برقرار کرده‌اید.♥ واقعیت 47:نمی‌توانید پیوند با نیمه گمشده‌تان را به اجبار ایجاد کنید. این پیوند یا خودبه‌خود ایجاد می‌شود یا نمی‌شود.♥ واقعیت 48:اگر بخواهید به اجبار اینکار را بکنید، راه معنوی شما به سمت یافتن خودِ درونیتان برهم می‌خورد و ظاهر رابطه با مشکلاتی روبه‌رو خواهد شد.♥ واقعیت 49:اگر از یافتن نیمه گمشده‌تان دلسرد و ناامید شده‌ باشید، هیچوقت این اتفاق نخواهد افتاد.♥ واقعیت 50:اگر برای برآوردن نیازهایتان به دنبال نیمه گمشده‌تان هستید، این اتفاق نمی‌افتد.♥ واقعیت 51:یک نفر خاص نیست که نیمه گمشده شما باشد. شما نیمه‌های گمشده مختلفی دارید و هرکدام برای وارد شدن به زندگی شما دلیل خاصی دارند.♥ واقعیت 52:حتی می‌توانید در اینترنت هم با نیمه گمشده‌تان آشنا شوید. اما درمورد این رویکرد کمی مراقب باشید.♥ واقعیت 53:دلیل آن؟ تنها راه درست برای تشخیص نیمه گمشده‌تان از طریق آشنایی و شناخت است.♥ واقعیت 54:نیمه گمشده‌تان شما را در پروژه‌ها و مسئولیت‌های مختلفی که در آن شرکت دارید ترغیب می‌کند.♥ واقعیت 55:نیمه گمشده‌تان شما را همانگونه که هستید می‌پذیرد.♥ واقعیت 56:نیمه گمشده‌تان در مواقع ناراحتی از شما مراقبت می‌کند و وقتی موفق می‌شوید تحسینتان می‌کند.♥ واقعیت 57:نیمه گمشده شما بهترین دوستتان است.♥ واقعیت 58:شما با نیمه گمشده‌تان مکالماتی خواهید داشت که شب تا صبح طول خواهد کشید. هر دو شما به حرف‌هایی که طرف‌مقابل می‌زند گوش می‌دهید و انتقاد نمی‌کنید.♥ واقعیت 59:در رابطه‌ با نیمه گمشده‌تان باید کارهای مثبت داشته باشید تا رابطه‌تان موفق شود.♥ واقعیت 60:اگر خودتان را در شر کارهای بد خلاص نکنید، رابطه‌تان موفق نخواهد بود.♥ واقعیت 61:باید به همدیگر احترام بگذارید.♥ واقعیت 62:اعتماد یکی از مهمترین خصوصیات رابطه و پیوند با نیمه گمشده است.♥ واقعیت 63:اگر اعتماد و اطمینان بین شما نباشد، هیچ چیز نخواهید داشت و بهتر است جدا شوید.♥ واقعیت 64:نیمه گمشده‌تان به شما عشقی بدون شرط می‌دهد.♥ واقعیت 65:آمار نشان می‌دهد که 53 درصد از افراد یک بار یا بیشتر در زندگیشان خیانت می‌کنند.♥ واقعیت 66:یکی از دلایل آن این است که یکی از نیمه‌های گمشده‌شان به دلیلی وارد زندگی آنها شده است.♥ واقعیت 67:دلیل آن باید ایجاد شود تا از آن درس گرفته شود.♥ واقعیت 68:زندگی یک کلاس درس بزرگ است.♥ واقعیت 69:از حدود 10 میلیون ایرانی 40 ساله و بالاتر، بیشتر از یک سوم رابطه‌ای ندارند.♥ واقعیت 70:از این 10 میلیون نفر، برخی ترجیح می‌دهند تنها زندگی کنند تا شاید نیمه‌گمشده‌شان را پیدا کنند.♥ واقعیت 71:اینها کسانی هستند که شما آنها را "مرحله تجدید قوا" می‌نامید.♥ واقعیت 72:کاملاً طبیعی است که در "مرحله تجدید قوا" باشید زیرا در این زمان است که خودی درونیتان را پیدا می‌کنید و می‌فهمید در این مقطع زندگی چه کسی هستید.♥ واقعیت 73:پس از "مرحله تجدید قوا"، برای پیدا کردن نیمه گمشده‌تان آماده خواهید بود.♥ واقعیت 74:دویست و پنجاه میلیون زن در سراسر دنیا مجرد هستند.♥ واقعیت 75:اکثر انسان‌ها کار را دلیل اصلی تنهاییشان می‌دانند. دلیل دوم این است که از جستجو برای عشق خسته شده‌اند.♥ واقعیت 76:اولین تبلیغات شخصی آنلاین در سال 1995 انجام شد.♥ واقعیت 77:براساس تحقیقی در آمریکا که روی 4600 نوجوان (12 تا 17 ساله) انجام گرفت، بیشتر از 12 درصد از نوجوانان در حال حاضر در روابطی هستند که بیشتر از یکسال از آن می‌گذرد.♥ واقعیت 78:براساس همان آمار، بیشتر از نیمی از آنها در عین حال با کسان دیگر هم ارتباط دارند.♥ واقعیت 79:براسا همان آمار، حدود 71 درصد از آنها به عشق در نگاه اول اعتقاد دارند.♥ واقعیت 80:براساس همان آمار مهمترین مسئله برای آنها شخصیت طرف‌مقابل بوده است.♥ واقعیت 81:براساس همان آمار، بی‌وفایی و خیانت مهمترین دلیل بر هم خوردن رابطه‌ها بوده است.♥ واقعیت 82:براساس وبسایت SearchYourLove.com، اکثر مردان و زنان مجرد به یافتن فردی خاص علاقه‌مند هستند و حاضرند منابع خود را برای یافتن آن گسترش دهند.♥ واقعیت 83:67 درصد از مردان مجرد و 86 درصد از زنان مجرد دریافته‌اند که کسی که زیاد لبخند می‌زند نسبت به کسی که از نظر ظاهری جذابیت بیشتری دارند اما شخصیت ندارد، جذاب‌تر است.♥ واقعیت 84:از نظر آماری اثبات شده است که در رابطه بودن سالم‌تر از مجرد بودن است.♥ واقعیت 85:مرهایی که تنها زندگی می‌کنند در خطر بیشتری برای مردن دراثر بیماری هستند تا آنهایی که ازدواج کرده‌اند.♥ واقعیت 86:تحقیقات نشان می‌دهد که 85 درصد از مردان و زنانی که در رابطه هستند، به دلایل اشتباه با هم هستند.♥ واقعیت 87:دلایل اشتباه شامل پدر شدن بدون آمادگی و دلایل مالی است.♥ واقعیت 88:68 درصد از مردان اگر در برخورد اول از کسی خوششان نیاید، وقت خود را صرف رابطه نمی‌کنند. 56 درصد از زنان در این رابطه به طرف‌مقابل فرصت بیشتر می‌دهند.♥ واقعیت 89:97 درصد از افراد اگر در برخورد اول از کسی خوششان بیاید برای ملاقات دوم طی 72 ساعت با فردمقابل تماس می‌گیرند.♥ واقعیت 90:51 درصد از مردان در سال گذشته بیش از 6 آشنایی جدید داشته‌اند درحالیکه 58 درصد از زنان فقط چهار آشنایی جدید داشته‌اند.♥ واقعیت 91:و یک واقعیت تایید شده آماری است که بیش از 50 درصد از ازدواج‌ها در سراسر جهان به طلاق ختم می‌شود.♥ واقعیت 92:زوج‌های متاهل اعتقاد دارند که بعد از گذشت 4 سال اول، رابطه آنها سردتر می‌شود.♥ واقعیت 93:براساس وبسایت DivorceMagazine.com، مجموع طلاق‌ها در سال 1997 در امریکا 1،163،000 بوده است. سن متوسط طلاق در مردان 30 سال و زنان 29 سال بوده است.♥ واقعیت 94:براساس آمار 94 درصد از افراد دوست دارند تا پایان عمر با یک نفر باشند.♥ واقعیت 95:طبق تحقیقی که در دانشگاه لویزیانا انجام گرفت، 88 درصد از مردان و زنان امریکایی بین 20 تا 29 سال اعتقاد دارند که نیمه گمشده‌ای دارند که منتظر آنهاست.♥ واقعیت 96:حقیقت این است که چون سنشان کم است، نیمه‌های گمشده زیادی وجود دارند که منتظر آنها هستند.♥ واقعیت 97:براساس مجله عروس، سن متوسط ازدواج برای زنان در امریکا 27 سال است.♥ واقعیت 98:براساس آمار همان مجله، 66 درصد از زنان و مردان قبل از ازدواج با هم دوست هستند..♥ واقعیت 99:مسئله مهمی که باید به خاطر داشته باشید این است که بهترین و بادوام‌ترین رابطه رابطه‌ای است که عشق شما به هم فراتر از نیاز شما به یکدیگر باشد.♥ واقعیت 100:یافتن نیمه گمشده‌تان نیازمند صبر و توانایی دیدن فرای داستان پریان است که در آن نیمه گمشده حتماً به سراغ شما می‌آید.♥ واقعیت 101:داشتن زندگی با عشق هدیه‌ای است که هر کسی می‌تواند به خود بدهد. یافتن کسی که آن عشق را با او تقسیم کنید آن را غنی‌تر هم می‌کند.بااینکه این آمار ممکن است به نظر نگران‌کننده بیاید و باعث شود که احساس کنید رواط ارزش آنهمه استرس احساسی را ندارند، واقعیات نشان خواهند داد که رسیدن به یک رابطه شاد و هماهنگ آنقدرها که تصور می‌کنید دشوار نیست. بله نیازمند تلاش و صبر است. اکثر اوقات وقتی عاشق می‌شوید محو مسائل ظاهری و شور اشتیاق اولیه می‌شوید ولی می‌بینید که بعد از مدتی دیگر خبری از آن شور و شوق نیست و به این نتیجه می‌رسید که آن فرد نیمه‌ گمشده شما نبوده است.باید به درونتان گوش دهید. تلاش کنید که جزء این آمارها نباشید.برگرفته از سایت مردمان

تعاریف جالب از برخی مشاغل



 سیاستمدار
یک سیاستمدار کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم بروید منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید. 

 مشاور
یک مشاور کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند و بعد به شما می گوید ساعت چند است. 

 حسابدار
یک حسابدار کسی است که قیمت هر چیز را می داند ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند. 

 بانکدار
یک بانکدار کسی است که هنگامی که هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد و درست تا باران شروع می شود آن را دوباره می خواهد. 

 اقتصاددانیک اقتصاددان کسی است که فردا خواهد فهمید چرا چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بود امروز اتفاق نیفتاد. 

 روزنامه نگار
یک روزنامه نگار کسی است که %50 از وقتش به نگفتن چیزهایی که می داند می گذرد و %50 بقیه وقتش به صحبت کردن در مورد چیزهایی که نمی داند. 

 ریاضیدان
یک ریاضیدان مرد کوری است که در یک اتاق تاریک بدنبال گربه سیاهی می گردد که آنجا نیست. 

 فیلسوف
یک فیلسوف کسی است که برای عده ای که خوابند حرف می زند. 

 روانشناس
یک روانشناس کسی است که از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد. 

 جامعه شناس
یک جامعه شناس کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد می شود و همه مردم به آن نگاه می کنند، او به مردم نگاه می کند. 

 هنرمند مدرنیک هنرمند مدرن كسی است كه رنگ را بر روی بوم می پاشد و با پارچه ای آن را بهم می زند و سپس پارچه را در معرض تماشای هنردوستان می گذارد.

 برنامه نویس
یک برنامه نویس کسی است که مشکلی که از وجودش بی خبر بودید را به روشی که نمی فهمید حل می کند. 

 مسئول فروش
یک مسئول فروش کسی است که كاری ندارد كه كار چیست فقط به دنبال فروش كردن است.

 مدیر
یک مدیر کسی است که می خواهد هر چه سریعتر كارهای محول شده به خودش را بین دیگران تقسیم كند و وقتی كاری خراب شد به دنبال كسی باشد كه به گردن او بیاندازد.
 

اس ام اس


 
آنکه رفت... به حرمت آنچه با خود برد حق بازگشت ندارد. رفتنت مردانه نبود, لااقل مرد باش و برنگرد...!!!!!!!!
 
*********************
 
من عاشق نیستم !فقط گاهی حرف تو که می شود دلم ...مثل اینکه تب کند
گرم و سرد می شود توی سینه ام چنگ می زند آب می شودتنگ می شود تنگ می شود.
 
*******************
 
همه چيز از جايی شروع شد که گفتی دوستم داری
گاهی برای يک عمر بلاتکليفی بهانه ای کافيست
 
********************
 
انصاف نیست...رفتنت با خودت بود...فراموش کردنت با من....!
 
*********************
 
من دلــم میـگـــیرد.....وقتی میــنویسم تـــنــهـا بـــرایِ تـــو و هــمـــه میـخــوانــنـد الا تــــــــو......!

 
*********************
 
مردی که امروز به خاطر زنانگیت، تو رو می خواد
فردا ، به خاطر زنانگی یک زن دیگه ، تو رو کنار خواهد زد...!
 
**************************
 
همه چیز در زندگی عادت میشود
مانده ام چرا رفتنت 
این قانون را نمی پذیرد
 
**********************
 
هوس صد شرف دارد
به عشقی دروغی که ریاکارانه خیانت می کند . . .
 
******************
 
چند ماهی است كه يكديگر را ترك كرده ايم… ولي بي تو لحظه ها آن قدر دير ميگذرند كه ميخواهم فردا…سالگرد جداييمان را جشن بگيرم !
 

همه می پرسند


همه می پرسند: 

چیست در زمزمه مبهم آب؟ 

چیست در همهمه دلکش برگ؟ 

چیست در بازی آن ابر سپید، روی این آبی آرام بلند 

که ترا می برد این گونه به ژرفای خیال؟ 

چیست در خلوت خاموش کبوترها؟ 

چیست در کوشش بی حاصل موج؟ 

چیست در خنده جام 

که تو چندین ساعت، مات و مبهوت به آن می نگری؟ 

نه به ابر، نه به آب، نه به برگ، 

نه به این آبی آرام بلند، 

نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام، 

نه به این خلوت خاموش کبوترها، 

من به این جمله نمی اندیشم. 

من مناجات درختان را هنگام سحر، 

رقص عطر گل یخ را با باد، 

نفس پاک شقایق را در سینه کوه، 

صحبت چلچله ها را با صبح، 

نبض پاینده هستی را در گندم زار، 

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل، 

همه را می شنوم؛ می بینم. 

من به این جمله نمی اندیشم. 

به تو می اندیشم. 

ای سرپا همه خوبی! 

تک و تنها به تو می اندیشم. 

همه وقت، همه جا، 

من به هر حال که باشم به تو می اندیشم. 

تو بدان این را، تنها تو بدان. 

تو بیا؛ 

تو بمان با من، تنها تو بمان. 

جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب. 

من فدای تو، به جای همه گلها تو بخند. 

اینک این من که به پای تو در افتادم باز؛ 

ریسمانی کن از آن موی دراز؛ 

تو بگیر؛ تو ببند؛ تو بخواه. 

پاسخ چلچله ها را تو بگو. 

قصه ابر هوا را تو بخوان. 

تو بمان با من، تنها تو بمان. 

در دل ساغر هستی تو بجوش. 

من همین یک نفس از جرعه جانم باقیست؛ 

آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش.
 
فریدون مشیری
 

«ما چقدر زود باور هستیم»


سالها رفت وهنوز 

یک نفر نیست بپرسد از من

که تو از پنجره عشق چه ها میخواهی؟
... 
صبح تا نیمه شب منتظری

همه جا می نگری

کاه ف با ماه سخن می گویی

گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی
 
دانشجویی که سال آخر دانشکده خود را می‌گذراند به خاطر پروژه‌ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت.
او در پروژه خود از 50 نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدورژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای این درخواست خود، دلایل زیر را عنوان کرده بود: 
1-مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می‌شود. 
2- عنصر اصلی باران اسیدی است. 
3-وقتی به حالت گاز در می‌آید بسیار سوزاننده است. 
4- استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می‌شود. 
5-باعث فرسایش اجسام می‌شود. 
6-حتی روی ترمز اتومبیل‌ها اثر منفی می‌گذارد. 
7-حتی در تومورهای سرطانی یافت شده است. 
از پنجاه نفر فوق، 43 نفر دادخواست را امضا کردند. 6 نفر به طور کلی علاقه‌ای نشان ندادند و اما فقط یک نفر می‌دانست که ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است! 
عنوان پروژه دانشجوی فوق «ما چقدر زود باور هستیم» بود

استاد&شاگرد


استاد: وقتی بزرگ شی چه میکنی ؟
شاگرد: عروسی!
استاد: نخیر منظورم اینه که چی میشی ؟
شاگرد: داماد!
استاد: اوووف ،منظورم اینه وقتی بزرگ شی چی حاصل میکنی؟ ...
شاگرد: بچه
استاد: احمق ، وقتی بزرگ شی برای پدر و مادرت چه میکنی ؟
شاگرد: عروس میگیرم!
استاد: لعنتی ، پدر و مادرت در آینده از تو چی میخواهند ؟
شاگرد : نوه...!!